مقدمتا یک توضیح مجمل بر مراحل و فازهای سیاسی چند دههی گذشتهی جامعهی یارسان می تواند به درک بیشتر وجود یک تشکل سیاسی یارسانی در قالب سازمان دمکراتیک یارسان ( سدی ) کمک کننده باشد از بدو استقرار نظام مذهبی حاکم بر ایران و تحمیل پایههای استبداد دینی خود بر کشور، سیاست قتل و کشتار،سرکوب وحشیانهی پیروان آیین یاری (یارسان) و محرومیت قاطع و همگانی یارسانیان از کلیه موسسات دولتی و استانی،تلاشهایی در راستای تاسیس یک تشکل منسجم یارسانی به عنوان یک ارگان بازتاب دهندهی مطالبات وخواسته های جامعه یارسان ،به عمل آمده بود.
در اوائل دههی هشتاد میلادی برابر با دههی شصت شمسی ،پس از موج سرکوب گستردهی یارسانیان توسط نیروهای سپاه و بسیج و کمیته های “انقلاب ” کوچ جمعی بسیاری از یارسانیان به کشور عراق شروع شد که شامل ده ها هزار نفر بود.
یارسانیان به محض ورود به خاک عراق – و با توجه به روابط متخاصم دو کشور در حال جنگ_ در پی تاسیس یک تشکل سیاسی بودند . در این اثنا،آسید فرهاد حیدری به عنوان یک شخصیت معنوی شناخته شده در میان یارسانیان نیز با این موج از فرار یارسانیان به عراق ،به این کشور آمده بود.
عراق و ایران در یک جنگ تمام عیار درگیر شده بودند و هر نوع نیرو یا حزب و سازمان سیاسی با توان جنگی مخالف کشور مقابل را با دست باز مورد استقبال قرار داده و امکانات زیادی نیز در اختیار این گروه ها و نیروهای سیاسی مخالف می گذاشتند.
احزاب دمکرات کوردستان- ایران،گروه های کومهله،سازمان مجاهدین خلق،راه کارگر، چریکهای فدائی خلق با همهی منشعبات آن، در نوار مرزی حضور داشتند. هر جریان یا سازمان و حزبی به تناسب نیرو و نفوذ سیاسی و تشکیلاتی در داخل کشور، از مزایای دولت عراق برخوردار بودند.
در این گیرودار ،یارسانیان نیز به تاسیس یک جنبش سیاسی نظامی دست زدند و “جنبش مقاومت یارسان” را تاسیس کردند. در صدر رهبری این تشکل یارسانی ،آسید فرهاد حیدری قرار داشتند. ایشان پس از تاسیس جنبش، آنچنان که ازنقل قولهای گوناگون شنیده می شود، با حزب دمکرات کوردستان ایران به رهبری شهید عبدالرحمان قاسملو ،دبیر کل وقت حزب، به توافق رسیده بودند ،”جبههی رزم ” را به مناطق یارسانی به ویژه کرماشان وایلام و حومه گسترش دهند.
یارسانیان ابتداء در قالب واحدهای چند نفره یارسانی به داخل کشور رفته و سعی در معرفی و آشنا ساختن مردم با تشکل سیاسی نوپا، کرده بودند.
از جزئیات بیشتر در مورد کنش و واکنشهای جانبی آن زمان در می گذرم و به مبحث مورد نظر بر می گردم .
جنبش مقاومت یک خواستهی عمومی یارسانیان برای دفاع از حقوق و مطالبات آنها بود . در این جنبش هزاران یارسانی عضویت داشتند و در واقع می توانست به یک ظرف سیاسی و حتی نظامی بالقوه در منطقه تبدیل شود و همگام با سایر احزاب و سازمانهای ایرانی وکوردستانی در تحقق آزادی و برابری برای جامعهی یارسان نقش موثری داشته باشد .
آسید فرهاد حیدری پس از یک سال و اندی به هر دلیل که برای ما کاملا روشن نیست، با عبور از خاک عراق و به عزیمت به فرانسه، سرنوشت جنبش را در هالهی از ابهام فروبرد و عملا جنبش “بی سر ” شد.
متاسفانه، پس از گذشت سه دهه از تاسیس جنبش مقاومت هنوز توضیحات قانع کننده و عامه پسندی برای اضمحلال این جنبش از سوی رهبری وقت داده نشده است.
با خروج یارسانیان از عراق و پناهنده شدن اعضا و هواداران جنبش سابق و همچنین یارسانیان مقیم اروپا، مجددا انیدشهی تاسیس یک تشکل سیاسی منسجم یارسانی قوت گرفت و یارسانیان مقیم کشورهای اسکاندیناوی در مشورتها و گفتگوهای طولانی به خواستهی جامعهی یارسان در جهت تشکیل یک ارگان سیاسی پاسخ گفته گامهای اولیه برای بازسازی جنبش با کیفیت و کمیت بالایی برداشته شد.
از دل این گفتگوها و نشستهایی طولانی، ضرورت ایجاد تشکلی نوین با معیارهای مدرن دست بالا را پیدا کرد. اما متاسفانه در حین گفتگوها و پس از آن ،اختلافات سطحی و نگرشی موجب ایجاد دوگانگی و اختلاف نظر وبه وجد آمدن دو ارودگاه فکری شد. گروهی خود را مستحق ایجاد تشکل بدون حضور اعضای اولیه دانسته و در یک کنفرانس عمومی ، تاسیس جنبش دمکراتیک یارسان ( جدی) را اعلام کردند.
اردوگاه فکری دوم ،با تاسیس “”جدی” مشکل داشته و خواهان شرکت همهی یارسانیان در تاسیس تشکل تازه بودند و از اینکه گروه اول با شتاب و بدون مشورت به بستن کنگره و اعلام تشکل پرداخته اند،ناراضی و در مقابل آن،به تشکیل تشکلی دگر به نام “یاریکورد” دست زدند . هر کدام از این دو جریان یارسانی اکتیویته و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خود را شروع کردند و در برخی موارد حتی در مقابل هم قرار گرفتند.
دو جریان مدتی آکسیونها و اکتیویته های پارالل سیاسی و دیپلماتیک انجام می دادند ،ولی دیری نپائید که به اهمیت وحدت و تک صدایی جامعهی یارسان پی برده و نیاز وحدت سیاسی در میان یارسانیان در خارج کشور به مسئلهی روز تبدیل شد.
در پاسخ به خواستههای مردم یارسان، دو جریان سیاسی یارسانی، در خفا به گفتگو و رایزنی پیرامون یافتن یک راه حل منطقی و جامع برای برون رفت از بحران چند حزبی پرداختند و نیاز جامعهی یارسان به یک تشکل منسجم سیاسی با کارایی بالا را در دستور کار خود قرار دادند.
گفتگوهای دو طرفه بیش از یک سال ونیم طول کشید،اما خوشبختانه دو جریان به توافق رسیدند ، یک کنگرهی وسیع برگزار کرده از همهی آحاد جامعهی یارسان در برونمرز و درونمرز خواستند به هرنحو ممکن در کنگره شرکت کنند.
بالاخره منطق وحدت بر منطق دوگانگی غلبه کرد و اولین کنگره در شهر شوپینگ سوئد با حضور صدها نماینده از جامعهی یارسان و احزاب سیاسی ایرانی و کوردستانی برگزار شد. بدین سان سازمان دموکراتیک یارسان تاسیس شد و دو جریان سابق “جنبش دمکراتیک یارسان” و” یاریکورد” رسما منحل شدند.
سئوال اینجا است که چرا جامعهی یارسان بایستی یک تشکل ویژه با حفظ نرمها و موازین اخلاقی و سنن خود داشته باشد؟
واقعیت این است که تجربهی سه دهه حاکمیت نظام مذهبی بر ایران و سرکوب مستمر جامعهی یارسان که بنا بر آمار غیر رسمی بالغ بر 6 میلیون نفر- و از حداقل مزایای شهروندی در ایران محروم است – ضرورت ایجاد یک مکانیسم سیاسی که پژواک ندای یارسانیان باشد،به امری اجتناب ناپذیر تبدیل شده بود . بخشی از عزم جامعهی یارسان برای تشکیل سازمان سیاسی خود ،به رفتار و کردار احزاب و اپوزیسیون ایرانی کوردستانی بر می گردد که در آنها وجود بزرگترین اقلیت غیر مسلمان در ایران ، به هیچ وجه بازتاب نداشته و حتی به ندرت یک یارسانی با هویت خویش را می توان یافت که از مناصب و پستهای حساس و کلیدی رهبری جریانی ایرانی یا کوردستانی برخورددار باشد.
ایدهی تشکیل جریان یارسانی نه ناشی از یک آوانتوریسم سیمپلیستی و آنتاگونیسم پوپولیستی باشد، بلکه ناشی از یک ضرورت تاریخی و تضمین آیندهی مردمی که از هر سو با ریسک تصفیهی عقیدتی مواجه می باشد،است.سازمان دموکراتیک یارسان علیرغم نوپا بودن ،اما از ظرفیت و توانایی خاصی برخوردار است که بتواند ندای مظلومیت جامعهی یارسان را در ابعاد سیاسی،حقوقی، اجتماعی و دیپلماتیک به گوش منابع و مراکز حقوق بشری و موسسات تصمیم گیری جهانی برساند.
احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت جامعه و علم به این حقیقت تلخ و ناگوار که جهان پیرامون جامعهی یارسان مملو از افکار و اندیشههای قرون وسطائی و مخرب است، و هر لحظه بیم یورش متحجرین در قالب نیروهایی مانند “دولت اسلامی در عراق و شام ،داعش ” وجود دارد، بایستی از هم اکنون به فکر تضمین بقای جامعهی یارسان بود و از آنچه بر سر جامعهی ایزدی در کوردستان عراق آمد، محفوظ نگه داشت. پر واضح است که تنها از طریق حل مسائل سیاسی جامعهی یارسان ، حفظ فیزیکی این جامعه تضمین شده نیست،اما می توان از طریق گفتگو با جریانات و احزاب پیرامون جامعهی یارسان ،از کشتار “ایزدی گونه” جامعهی یارسان ممانعت کرد .
کما اینکه در برنامه و اساسنامهی سازمان دمکراتیک یارسان هرگونه خشونت به هر دلیلی مرفوض است، لیکن حق دفاع مشروع برای بقاء و حفظ هر فرد یا ملتی، کاملا محفوظ است و حتی این حق ( دفاع مشروع برای حفظ و بقاء ) در قانون اساسی واتیکان به عنوان نقطه ثقل جهان مسیسحیت به رسمیت شناخته شده است.
پس می توان نتیجه گرفت که سازمان دمکراتیک یارسان نیز بایستی از این حق طبیعی انسانی یعنی دفاع مشروع برخورددار باشد و این سازمان سناریوی تسلیح مردم در حالت یورش ناخواسته بر یارسانیان ، مورد توجه قرار دهد.
از این گذشته، ضرورت وجود تشکلی مانند “سدی” در این ایام که در گوشه و کنار آنها خون می بارد و موج گستردهی کوچ یارسانیان به خارج کشور، صد چندان می کند.
گرچه برخی در اوائل تاسیس سدی فکر می کردند که تعدادی آدم ماجراجو با انیدشههای پوپولیستی در صدد بازکردن جای پای خود در میان جامعهی یارسان هستند،اما امروزه ،این واقعیت را می پذیرند که سازمان دمکراتیک یارسان نه آوانتوریسم عوام گرایانه بود نه مسئولین آن در پی تسخی پایگاه فردی اجتماعی بودند.
افزون بر این،هر یارسانی بایستی به داشتن این تشکل افتخار کند زیرا در هر نقطه و مکانی که مصالح جامعهی یارسان مورد بحث و نظر است،این سازمان با تمام قوا وارد شده و از اهداف آن دفاع کرده است. هزاران ساعت کار سیاسی و دیپلماتیک در سالهای گذشته و تلفیق مبارزات برونمرزی با درونمرز،جمهوری اسلامی را مجبور به عکس العمل کرده است،طوری که نمایندهی ویژهی روحانی در امور اقوام و ملیتها، با نمایندگان یارسانی به گفتگو نشسته و به مطالبات آنها گوش فرا می دهد ،گرچه وعده و عیدهای نظام اسلامی تنها به مراحل قبل از انتخابات خلاصه می شود و موج سرکوب و تحقیر جامعهی یارسان همچنان و در ابعاد گسترده ادامه دارد.
نمونهی دیگر ضرورت تاسیس چنین جریانی را می توان در کانالیزه کردن و انسجام فکری پناهجویان یارسانی و آمادگی برای کمک به یارسانیان بی پناه در خارج کشور است. این یک نمونهی قابل ستایش از همسبتگی و همنوایی جامعهی یارسان است که سازمان دمکراتیک یارسان پیشقدم آن بوده و جای تقدیر دارد.
فراتر از این ، حضور نمایندگان این سازمان در منابر و موسسات حقوق بشری مانند جلسات سازمانهای غیر دولتی وابسته به ملل متحد در ژنو ،سویس،مشارکت در کنفرانسهای اتحادیه اروپا با موضوع ایران و کورد و غیره.. می توان اشاره کرد.
اگر بخواهیم بطور کلی نتجه گیری کنیم ،می توان از حضور نمایندگان جامعهی یارسان در ابعاد وسیع و در همهی زمینهها نام برد ، این در حالی است که تا قبل از تاسیس سازمان دمکراتیک یارسان،یارسانیان تنها در پوشش احزاب و سازمانهای دیگر آنهم بدون احراز هویت خویش
فعال بودند . برخی از یارسانیان حتی از ذکر یارسان شرم می کردند و تنها به مسئلهی ملی و کورد بودن اکتفاء می کردند،درحالی جامعهی یارسان قلب تپندهی هویت کوردی است. اینرا نه از منظر سیاسی بلکه یک واقعیت است که یارسانیان خلصترین عنصر ملت کورد را تشکیل میدهند و کسی نمی تواند آنرا انکار کند.
ناوخاص نظری
7 نوامبر 2015
بازدیدها: 219
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website