
معدودی از کشورها دارای حاکمانی شایسته هستند ولی جمهوری اسلامی ایران زمامداران بیکفایتی دارد که از سیاست چیزی نمیدانند.
به مشاهده شرایط و تجارب به دست آمده از وضعیت نامطلوب ایران که دچار ناامنی رفاهی، نارضایتی سیاسی و شرایط سخت اقتصادی است از بیکفایتی سران حکومت و سیاستمداران کنونی ناشی شده است. شاید بتوان گفت معدودی از کشورها
دارای حاکمانی شایسته هستند ولی نظام حاکمه ایران زمامداران بیکفایتی دارد که از سیاست چیزی نمیدانند و اهرمهای حکومتی را به ابزارهایی برای بازی با ملتها و تلف کردن منابع انسانی و طبیعی و سایر امکانات تبدیل کردهاند. از بارزترین موارد بیکفایتی زمامداران در امر سیاست را میتوان در کشور ایران مشاهده کرد که سازوکارهای سیاسی اقتصادی خود را جهت ترویج ایدئولوژی اسلام شیعه ای به کار می برند و حتی به قیمت بیاعتبار ساختن خود و اتلاف منافع ملی مردم ایران به فکر دخالت در نظام کشورهای منطقه حوزه خليج فارس می باشند. حمایت بیچون و چرا از رژیم دیکتاتوری سوریه، تشکیلات
تروریستی حزب ا… لبنان، دخالت در امور داخلی عراق و همچنین جنایاتی که سران این رژیم مرتکب میشوند یکی از سیاهترین برگه های کارنامه سران جمهوری اسلامی است.
در این مقطع از تاریخ نیز تمام جنگافروزیها، جنایات و تجاوزاتی که توسط جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران در خاورمیانه صورت میگیرد با انگیزه برپایی نهضت رادیکال اسلام انقلابی و گسترش اسلام شیعی است.
عجیبتر اینکه سران کشور ایران برای حفاظت از موجودیت حکومتها و جنبشهای شیعی طرفدار خود حتی حاضر میشوند منافع ملت خود را قربانی کنند، اعتبار دولت خود را زیر سؤال ببرند و نیز قوانین بینالمللی را زیر پا بگذارند.
اینکه سران جمهوری اسلامی علیرغم داشتن منابع طبیعی فراوان با صدها پتانسیل بالقوه و بالفعل موجود، از تامین رفاه اقتصادی و ایجاد بستر اجتماعی مناسب برای ملت خویش معاف هستند و شهروندان حتی حق داشتن اعتراض به عملکرد این رژیم را ندارند، یک لکه ننگ بر پیشانی کشور جمهوری اسلامی است. رهبر ایران و سپاه پاسداران جمهوری اسلامی با اینکه میدانند هزینه کردن برای فعالیتهای برون مرزی و تسلیحاتی آنها منجر به تحت فشار قرار گرفتن مردم و حقوق اولیه و اقتصادی آنها می شود اما همچنان این روند را با جدیت و سرعت بیشتری ادامه می دهند. درواقع جنایتی که رژیم ایران اسلامی علیه مردم ایران مرتکب میشود را باید همانند حکومت اجنبی ها بر ملت تحت استعمار قرار گرفته ای پنداشت که نیاز به رهایی از زیر بار این ظلم و ستم در زندگی تک تک شهروندان آن محسوس باشد.
اینها موضوعاتی هستند که اعتبار جمهوری اسلامی را زیر سؤال برده و پوچ بودن ادعاهای سران این کشور را به اثبات میرسانند. اگر سران جمهوری اسلامی افراد عاقل و با درایتی بودند حاضر نمیشدند تمام اعتبار و منافع ملی خود را خرج تروریستها کنند و خود را در افکار عمومی جهان زیر سؤال ببرند.در دورانی که موضوع مذاکرات ایران با گروه 1+5 در ژنو بر سر فعالیتهای هستهای ایران، که توجه زیادی را در جهان به خود جلب کرده بود، دچار مشکلاتی است که عمده آنها از فعالیتهای هسته ای، تروریستی، دخالت در مسائل منطقه و جنگ افروزی هایش ناشی میشود.
همین فعالیتها و اقدامات جمهوری اسلامی و به ویژه سپاه پاسداران بود که کشورهای غربی را در اینکه با ایران بر سر موضوعی که حق ایران است به توافق برسند دچار تردید کرده بود. وزیر خارجه فرانسه تحت تأثیر همین موضوعات گفته بود: “نگرانیهای ما و کشورهای منطقه به دلیل برنامههای هستهای ایران باید مورد توجه قرار گیرد.” اوباما رئیسجمهور آمریکا نیز با تأثیرپذیری از اقدامات مسلحانه و نابخردانه جمهوری اسلامی گفت: “آمریکا بر تعهد خود مبنی بر ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هستهای تأکید دارد.” رئیسجمهور آمریکا علاوه بر این، اعلام کرد حتی اگر بر سر فعالیتهای هستهای ایران توافقی صورت بگیرد تحریمها بطور نسبی لغو خواهند شد ولی اصل تحریم پا برجا خواهد بود. وی همچنین از وجود تمام گزینهها بر سر میز سخن گفت و تلاش کرد با این نوع اقدامات جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهد.
اینها نمونههای روشنی از بیکفایتی سران حکومت جمهوری اسلامی است که در اقدامات و عواقبشان ظاهر میشود. با اینکه رهبر ایران از وضع معیشت نامطلوب مردم ایران خبر دارد و مسئولان ایرانی در ردههای مختلف درباره این موضوع سخن گفتهاند و با صراحت اعلام کردهاند که ایران از نظر اقتصادی وضعیت بی ثبات و نامطلوبی دارد اما باز هم تمام فرصتها و پولهای درآمدی خود را در راه ساخت سلاح اتمی و اقدامات نظامی هزینه می کنند.
این مسائل به روشنی نشان میدهند سران کشور ایران اسلامی از چنان اراده و نیتی برخوردار نیستند که با تکیه بر واقعیتها به فکر رفاه مردم خود باشند و همواره جنگ ایدئولوژی و حمایت از شبه نظامیان شیعی در منطقه عامل اصلی تصمیم سازی برای آنهاست. این یعنی بیکفایتی و بیسیاستی کسانی که در رأس حکومت ایران اسلامی قرار دارند و خود را رهبران بزرگ جهان اسلام قلمداد میکنند. مشکلات کنونی ایران نیز از همین بیکفایتیها ناشی میشود.سران حکومت ایران باید از فرصتهای اقتصادی و سرمایه طبیعی و انسانی ای که در اختیار دارد حداکثر بهرهبرداری را به عمل آورد و به منازعات بیمبنائی که فقط بر ادعاهای واهی مذهبی مبتنی است خاتمه دهند.
بارز ترین و تازه ترین موضوعی که میتوان به آن اشاره کرد، زلزله کرمانشاه بود که بی کفایتی جکومت اسلامی ایران را به وضوح به تصویر کشید. چرا یک کشور با دارایی کلان و امکانات و تجهیزات به روز نتوانست به موقع به مردم رسیدگی کند چه بسا پس از یک ماه هم ناتوانی حکومت از بازسازی این مناطق روشن و قابل اثبات است. چرا باید بیشتر کمک های مردمی به کشور های اسلامی دیگر که در بالا بدان اشاره شد فرستاده شود در حالی که مردمان این مرز و بوم بیشتر به آن نیاز دارند اگر این بی کفایتی نیست پس چست؟
پیام اژبر عضو کمیته کشوری سوئد،سدی
23/12/2017
[wpforms id=”4110″]بازدیدها: 59
Yarsanmedia Yarsan Democratic Organization Official Website